گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

21

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

نارضائى خود را از اينكه كسب اجازه مرخصىاش از سوى شاه طى مراسمى انجام نشده است ، چرا كه مصادف با روز اول نوروز ، سال نو ايرانيان بوده است ، ابراز داشت و اصفهان را ترك گفت . با وجود تمام توجهاتى كه طى سفر گرگوريو پريرا فيدالگو نسبت به او معمول گشت ، مسافرت وى از نقطه نظر سياسى يك شكست به حساب مىآمد و خود او نيز خيلى زود متوجه اين امر گرديد و دانست كه همكارى ايران و پرتغال در زمينه نظامى غير عملى است و بدلائل متعدد مسؤلان امور ايران از تعهداتى كه پذيرفته بودند شانه خالى مىكردند اما شاهزاده مغولى ، او نيز دربار را ترك گفته بود و اخيرا در يك درگيرى جسورانه در حوالى قندهار شركت كرده و شكست سختى خورده بود و اين مورد چنان كه از دستورات صادره از سوى نايب السلطنه مستفاد مىشود ، موردى بوده كه در درجه دوم اهميت قرار داشته است . اما ميانجىگرى سفير در مورد روحانيان مسيحى قرين موفقيت شد به اين علت كه سفير اوقات بيكارى بسيارى در پيش داشت و توانست تمام تلاش خود را مصروف اين امر سازد . در اثر لطف دولت شاه سلطان حسين ، سفير پرتغال موفق شد موجبات رضايت جامعه كاتوليك اصفهان را در اختلافاتى كه با ارامنه جلفا پيدا كرده بودند فراهم آورد . يكى از كشيش‌هاى جامعه ارامنه اصفهان بنام اسقف استپانوس « 1 » كه از تبليغ‌هاى مذهبى خيلى افراطى كشيشهاى مسيحى وابسته به فرقه كارم‌ها « 2 » به ستوه آمده بود ، در اواخر سلطنت شاه سليمان موفق شده بود كه دستور اخراج كشيشهاى كارم را از جلفا بگيرد و حتى كليساى آنها را ويران كند . اسقف ناحيه‌اى كشيشهاى كارم ، بنام برادر الياس دوسنت‌البر « 3 » ، به اين دليل كه ارامنه جلفا مورد حمايت ملكه مادر شاه قرار داشتند ، نتوانسته بود كارى از پيش ببرد تا تصميم مربوط به اخراج افراد فرقه‌اش از اصفهان ملغى شود و پاپ و همه اروپا از اين جريان آگاه گرديده بودند . پاپ اينوسان « 4 » دوازدهم طى نامه مورخ بيست و هشتم ژانويه 1695 خطاب به شاه

--> ( 1 ) Vardapet Stepanos ( 2 ) Carmes ( 3 ) Elias de Saint Albert ( 4 ) Innocent XII